این چند روز ...
.: ثمره ی عشق ما امیررضا تا این لحظه ، 4 ماه و 23 روز و 5 ساعت و 47 دقیقه و 24 ثانیه سن دارد :.


![]()
سلام عشق مامان.در تاریخ 13/9/92صبح بود که دیدم شما پاهاتو میبری بالا و با دستای قشنگت میگیریش ولی صبح دیدم انگشتای پاتو میکنی تو دهنت...منم اینطوری شده بودم
اینقد خوشمزه میخوریشون. و منممحکم گرفتمت تو بغلم و فشاااارت دادم،خیلی این کارت بامزست.این عکسش:این که پاهات لخته صبح ازت گرفتم





![]()
صبح پوشکتو عوض کردم و رفتم که دستامو بشورم،وقتی برگشتم دیدم شما دمر شدی!تا جایی که من یادمه شما رو به پشت گذاشته بودم
البته کمی مشکوکم باخودم میگم شاید دمر گذاشته بودمت ولی آخه من وقتی پبشت نباشم دمر نمیذارمت خوب...ولی دیگه برنگشتی احتمالا من حواسم نبوده
همیشه زیر لباسایی که تنت میکنم زیر دکمه ای تنت میکنم عزیز جون میگه چه زمستون چه تابستون باید تن نی نی زیر دکمه ای کنی تا پهلوهاش سرما نخوره.
بعد روی اون بلوز آستین بلند و بعدشم یکی از لباس خوشگلای آستین کوتاهو تنت میکنم و اینطوری خیلی ناناز میشی:![]()


![]()
برات خیلی غمگین شعر میخونم و تو هم خیلی سوزناک گریه میکنی،تاحالا غمگین برات نخونده بودم واولین باری بود که خوندم و خیلی سوزناک گریه کردی فدات بشم الهی .البته همیشه گریه نمیکنی اخه بابایی دوباره برات خوند و تو گریه نکردی.




![]()
چه ناز گریه میکنی ملوسِ من

![]()
تو رو خدا لباشو نگاه کنین.ادم دلش میخواد یه بوووس محکم از لباش بگیره.






![]()
وای چقد انگشتر بهت میاد پسرم،عآشق دستای کشیدتم





الهییییییییی که حلقه ی دامادیتو تو دستت ببینم.واااای

داریم آماده میشیم برای سفر به مشهد...دارم لباسا رو میذارم تو چمدون،خاله جون میگه هوا خیلی سرده برا امیررضا لباسای گرمشو بردارید.البته وقتی میریم مشهد کل کمدتو خالی میکنم!!!
فعلا دارم لباسای خودم و بابایی رو جمع میکنم.آخه لباسای شما باید دقیقه 90جمع بشه،اخه بنده عادت دارم هرروز لباساتو از تنت درمیارم و میشوررم،پس همون روز که بخوایم بریم لباساتو جمع میکنم،همینطور اسباب بازی هات،جغجغه هات و....
17/09/92
![]()




واااا تو تو چمدون چکار میکنی!!!!؟فسقلی شما رو هم میبریم مشهد البته با چمدون نه !

امیررضا و دخمل عمه 
![]()


2عکس بالا در حال گرفتن دوربین.میخورمتا!!

![]()




میذاریم رو زمین و اصلا بر نمی گردی یا سینه خیز نمیکنی بجاش مثه عقربه های ساعت میچرخی،در حدی که دیگه سر جات نیستی و از رو پتو میای بیرون.
از فردا میخوام حریره بادوم رو شروع کنم و به شما ناز دردونم بدم.
عاااااااااااااشقتم پسر!!




این چند روز ...
